چیزهایی هست که درباره آن نگران باشیم. اینکه همه ی صورت ها به هم شبیه شده اند و همه ی صدا هم، به هم. آوازها را نیز که میشنویم، انگار که از روی یک الگو ساخته می شوند. این نه تنها درد آواز، که بیماری همه گیر در آهنگسازی ما نیز هست. همین که ترانه ها و ملودی ها هم خیلی شبیه شده اند. انگار که آواز ایرانی و آهنگسازی ایرانی از فقر ملودی و کمبود ریتم و یک شکل شدن تنظیم ها رنج می برند. چطور می شود موسیقی ایرانی را خلاصه کرد در چند الگوی تکراری در بستر لحن های کلیشه ای؟

قدیمی ها حرف خوبی زده اند که گذشته را باید چراغ راه آینده کرد. نمی شود ندیده و ندانسته، بر زمینی پا سفت کرد که خاکش ناشناخته است. پا در هر راهی که بگذاری، باید رد پای عابران گذشته را هم ببینی. گاهی، نا آگاهی، باعث تکرار تجربه های قبل می شود. گفته اند که دانم های بسیار هست ، اما ما نمی دانیم. چه بسیار خلاقیت ها و نوآوری ها، که آفرینش دوباره ی نوآوری های گذشته بوده اند و خوب یا بد، پیشتر، امتحان شده اند.

قبلتر نوشته بودم که ما در برخورد با آثار هنری و به طور خاص با آوازها، نمی توانیم فقط به چشم مواد صوتی نگاهشان کنیم. ما با هنری سر و کار داریم که اگر یک طرف آن، مختصات موسیقیایی و مشخصه هایی چون فرکانس و ملودی و ریتم باشد، یک سر دیگرش را  باید با  مطالعه کتاب های ادبیات و تاریخ و جغرافیا پیدا کرد. به ویژه که آواز ایرانی هم مختصات خاص خودش را دارد. از یک سو، وصل شده به شعر ایرانی که لازمه ی فهم آن کاوش در زبان شعر است و از سویی نیاز دارد به آشنایی با شیوه ها، سبک ها و مکاتب آواز. از یک طرف، درک و دریافت روحیه ردیف و حال و هوای متصل به گوشه ها را میخواهد و از یک طرف ، ممارست و تمرین های مختص خودش را برای اجرای آنها.

آواز ایرانی، برآیندی از همه ی خوب و بدهای دیروز ماست. حکایت همه ی افت و خیزهای تاریخ یک سرزمین، با همه ی شادی ها و غم هایش. آواز ایرانی، مانند ایرانمان، شده که آفتاب لب بام شود اما هیچ وقت چراغش خاموش نگشته است. شده که شتابش کند شود اما هیچ گاه نایستاده است. و امروز از دالان تاریخ، با همه ی گرفتاری هایی که داشته، خودش را به ما رسانده است. حالا ما هستیم و هنری که بیشتر از آنکه وامدار فنون موسیقیایی باشد، تکیه می کند بر الهامات درونی و معرفت صاحبان هنرش.

همه ی اینها را نوشتم تا برسم به معرفی یک کتاب از هنرمندی که دغدغه و نگرانی همین چیزها را داشته است. حکایت آواز؛ کاری است از علی خدایی، که چندماهی است با همت انتشارت چنگ به جامعه موسیقی ایرانی تقدیم شده. و خدایی، خواننده ی نام آشنا، تجربه ی سالها ممارست و مشق در محضر اساتید بزرگ موسیقی و هنر ایرانی را در آن به رشته ی تحریر درآورده است.  

اگر تا به حال ، علی خدایی را با خوانندگی در آلبوم های«مژدۀ باران» با آهنگ‌سازی مجید درخشانی و همکاری گروه خورشید، «صبح سحر» با نظارت استاد محمدرضا لطفی و آهنگ‌سازیِ حمیدرضا مرتضوی، تبریز در مه اثر بابک زرین و اپرای مولوی با آهنگسازی بهزاد عبدی میشناختید، حالا باید کتاب حکایت آواز را هم به کارنامه ی او اضافه کنید.  

«حکایت آواز» در هفت فصل تدوین شده. پنج فصل آن به شرح مختصر اما مفید آواز در موسیقی ایرانی پرداخته است. خدایی در این فصل ها ، به توضیح ردیف، دستگاه ها و گوشه ها پرداخته، از اسلوب حاکم بر ردیف گفته و بعد مفاهیمی چون مکتب ، سبک و شیوه را به خوبی شرح داده است.

در ادامه در فصل پنجم کتاب از شعر و ترانه و تصنیف می گوید و در فصل ششم نیز به توصیف واژه ها و اصطلاحات تخصصیِ در موسیقی و آواز می پردازد. و در نهایت اینکه در فصل آخر حکایت آواز، چکیده ای از نظرات و تجربیات استاد شجریان در باب آواز را می توانید یک جا بخوانید.  و مطمئنا یک جا خواندن این نظرات می تواند در انتقال آنها، تاثیر بیشتری هم داشته باشد.

حکایت آواز . علی خدایی

 

حکایت آواز، به خواندنش می ارزد. تردید نداشته باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مهر 1393ساعت 18:59  توسط کاوه  | 
مطالب گذشته . . .