بزرگترین اشتباه عمران صلاحی

 

تا نرفته بودی

از شکاف پوستت، هر از گاه

سَرَک می­ کشیدم

و دلی را می­ دیدم

که به دریای شیطنت می­ زنی

بی­ آنکه شیطان

هوایت را داشته باشد

 

حالا که رفته­ ای

دوستی جدید از آن سر دنیا

برای ویژه نامه ی هجرتت

از من شعری خواسته است

فقط می­ توانم بگویم

هجرت نسنجیده ات

بزرگترین اشتباه زندگی ات بود

 

به شاملو می آید

که مانند یک چنگ­ نواز مقدونی

میان ابرها بنشیند

و نوایی کلاسیک را

با چنگ زرینش بنوازد

اما تو آن بالا

میان فرشتگانی که اجازه ی خندیدن ندارند

به چه درد می­ خوری؟

 

عباس صفاری/ مجموعه شعر خنده در برف


برچسب‌ها: شعر, صفاری, صلاحی
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 15:5  توسط کاوه  | 
مطالب گذشته . . .