
شراب بی غش و ساقی خوش ، دو دام رهند
که زیرکان جهان از کمندشان نرهند
( حافظ)
محمدرضا شجريان كسي نيست كه تا كنون از او زندگي نامه و عكس و پوستر و مقاله و شرح حال و مانند اين ها منتشر نشده باشد و در دسترس علاقه مندانش قرار نگرفته باشد ... اما به راستي چه دليلي دارد كه عده اي ( برخي = بعضي = نه تمام افراد ) از ايرانياني كه به موسيقي سرزمينشان علاقه مندند و البته دستي هم از دور بر شيوه و علم و چگونگي موسيقي دارند ، او را تا جايگاه خدايي بالا مي برند ؟ منظور از جايگاه خدايي تقدس و خداي ناكرده شبيهي به ذات لايزال الهي نيست ... بلكه بي مانندي و كم نظيري مقصود است...
مناسب است براي اينكه هم معناي صحبت روشن تر شود و هم برخي دوستاني كه كم حوصله هستند و سريع عصباني و آشفته مي شوند و بناي خرده گيري مي گذارند راحت تر منظور و مقصود من را بفهمند ، حافظ را در ادبيات مثال بزنم ...
اهالي ادبيات ، خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي را در شعر به سبك عراقي ، در جايگاه خدايي مي دانند ... به بيان ديگر ، مي گويند كه حافظ ، قله شعر عراقي است ، و تا كنون شاعران و سراينده هاي فارسي زبان ، نتوانسته اند شعري بسرايند كه از لحاظ مفهوم ، زيبايي آهنگ و وزن ، سرشاري از آرايه ها و تكنيك هاي ادبي ، استفاده از صور خيال و عاطفه ، و ارتباطات زنجيري كلمات ، حتي به شعر حافظ نزديك باشد ... برخي ابيات حافظ ، ضمن اينكه معناي بسيار عميق و قابل تاملي دارند ، در نهايت ايجاز و با بهره گيري از زيباترين شيوه هاي پيوند كلمات خلق شده اند ... گاهي گفته اند سعدي و حافظ دو قله هستند ، كه بسياري از شاعران ديگر ( مانند خواجوي كرماني ) كه در فاصله زيست اين دو شاعر سعي كرده اند اشعاري بسرايند ، قرباني شده اند ... در واقع به مانند دو قله كه ميان آن دو قله دره و فرورفتگي ايجاد مي شود و ديگران در اين دره گرفتار آمده اند ...
محمدرضا شجريان به نظر عده اي ، امروزه در موسيقي ايران در چنين جايگاهي قرار دارد ... والبته به نظر عده اي ديگر كه نظر آنها هم محترم است اصلا در چنين جايگاهي نيست و هنرمندي است مانند ديگران ... برخي بزرگان هم معتقدند كه شجريان عصاره بهترين هاي اساتيد گذشته است و چه بسا از بسياري از اساتيد نامي ( كه سال هاست دار فاني را وداع گفته اند ) نيز برتر باشد ... اما براي اين گفته چه دلايلي مي توان آورد ؟ ابتدا خوب است به اين كارنامه نگاه كوچكي بيندازيم :

بخشی از کارنامه هنری استاد محمدرضا شجریان :
گلبانگ (آلبوم دونواره)، سال اجرا 1356، سال انتشار نوار 1357، سال انتشار سي دي 1384
پيغام اهل راز( شامل دو نوار راز دل و انتظار دل)، سال اجرا 1358، سال انتشار 1359
چهارگاه با فرهنگ شريف، سال انتشار 1362
بيداد، سال اجرا 1361، سال انتشار 1364
سر عشق( ماهور)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
آستان جانان ، سال اجرا 1362، سال انتشار 1365
نوا (مركب خواني)، سال اجرا 1361، سال انتشار 1365
كنسرت شور (تالار وحدت)، سال اجرا 1367
دستان، سال اجرا 1366، سال انتشار 1367
دود عود، سال اجرا 1366، سال انتشار 368
سرو چمان ، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار 1370
پيام نسيم ، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار 1370
دل مجنون ، سال اجرا در آمريكا 1369، سال انتشار۱۳۷۰
خلوت گزيده ، سال اجرا 1358، سال انتشار 1370
دلشدگان ، سال اجرا 1370، سال انتشار 1371
آسمان عشق، سال اجرا 1358، سال انتشار۱۳۷۱
ياد ايام ، سال اجرا 1371، سال انتشار۱۳۷۴
چشمه نوش ، سال اجرا در فرانسه 1374، سال انتشار۱۳۷۴
جان عشاق ، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
گنبد مينا ، سال اجرا 1364، سال انتشار۱۳۷۴
همايون مثنوي ، سال اجرا 1362، سال انتشار۱۳۷۴
ساز قصه گو ، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۵
در خيال ، سال اجرا 1374، سال انتشار۱۳۷۵
عشق داند ( ابوعطا) ، سال اجرا 1359، سال انتشار۱۳۷۶
رسواي دل ، سال اجرا در دبي 1375، سال انتشار۱۳۷۶
شب وصل ، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۶
معماي هستي، سال اجرا در كلن 1376، سال انتشار۱۳۷۶
راست پنجگاه ، سال اجرا 1355، سال انتشار۱۳۷۷
چهره به چهره ، سال اجرا 1356، سال انتشار۱۳۷۷
شب، سكوت ، كوير، سال اجرا 1376، سال انتشار۱۳۷۷
سرو چمان ، سال اجرا در كارلسروهه 1368، سال انتشار۱۳۷۷
پيام نسيم ، سال اجرا در لوزان 1368، سال انتشار۱۳۷۷
آرام جان ، سال اجرا 1377، سال انتشار۱۳۷۸
تلاوت 1 و 2 ، سال اجرا 1361، 1358 و 1357، سال انتشار۱۳۷۸
آهنگ وفا ، سال اجرا 1378
زمستان است ، سال انتشار 1379
بي تو به سر نمي شود ، سال انتشار 1381
فرياد ، سال انتشار 1382
فیلم كنسرت همنوا با بم، سال انتشار 1383
جام تهي، سال انتشار 1384
اين كارنامه بلند بالا كه ناقص نيز هست ، نام برخي از آْلبوم ها و آثار استاد شجريان است ... نام هايي كه شما در عرض چند ثانيه خوانديد ، برخي شان در زمره شاهكارهايي كه تا كنون تكرار نشده اند قرار دارند ... برخي از اين آثار سالهاست به عنوان منابعي آموزشي و مراجعي قابل رجوع براي اهالي آواز قرار دارند ( مانند عشق داند كه مرجعي است براي ابوعطا ) ... برخي از اين آثار مانند دستان ، پرونده يك دستگاه را بسته اند و هنوز كه هنوز است نوآوري و خلاقيتي كه دلنشين تر باشد در آن دستگاه خاص نشنيده ايم ... محمدرضا شجريان در طول بيش از 4 دهه ( چهل سال ) كه شب و روزش به بررسي دستگاه ها و گوشه ها و شيوه هاي موسيقي ايراني گذشته است ، امروزه كارنامه اي درخشان و الحق شنيدني دارد ... گرچه كه شنوندگان آثار استاد شجريان از همه اقشار و طبقات نيستند ... در مطلبي كه چند سال پيش روزنامه همشهري منتشر كرده بود آمده بود كه شنوندگان آثار شجريان معمولا از فرهنگي ترين اقشار جامعه هستند ( كه البته در همه قواعد كلي استثنا ها نيز وجود دارند ) ، كه اين البته عيب نيست ... چرا كه خوانندگان و دوستداران آثار دكتر سروش ، ژان پل سارتر ، بتهون ، شوپن ، دكارت ، هگل ، علينقي وزيري ، و بسياري از روشنفكران و هنرمندان متفكر نيز همه اقشار نبوده اند و نيستند ... اما استاد شجريان چه ويژگي هايي داشته اند كه امروزه بر جايگاه فعلي شان قدم دارند ؟ سال ها پيش مصاحبه كنندگان با استاد شجريان نام كتاب خود را " راز مانا " نهادند ... اما به راستي راز اين مانايي چيست ؟ پاسخ اين سوال اصلا و ابدا از بنده سراپا تقصيري چون من بر نمي آيد ... چون وظيفه اي است كه از عهده متخصص و كارشناس زبده موسيقي شناس هنردوست برمي آيد ... من نظرات شخصي ام را مي توانم بگويم:
۱) آشنايي با ادبيات و فرهنگ ادبي فارسي :
متاسفانه اكثر اساتيد چه بسا شهير و نامي موسيقي ما در قديم ، افرادي زياد باكمالات و فضائل نبوده اند ... اين سخن من نيست و با مطالعه كتاب سرگذشت موسيقي ايران نوشته مرحوم روح الله خالقي و يا موسيقي ايران نوشته دكتر ساسان سپنتا به اين نكته مي توان پي برد ... به همين دليل اكثر آوازخوانان موسيقي ايراني گاهي درك درستي از شعري كه انتخاب مي كنند و مي خوانند نداشته اند ... و خواننده اي كه خود به درستي شعري كه مي خواند را با همه ظرايف و نكاتش درك نكرده باشد نمي تواند آن را طوري بخواند كه معناي شعر به شكلي دقيق و درست منتقل شود ... شايد منظور من روشن نشده باشد ... ببينيد ... در تمام زبان هاي دنيا " استرس " يا "فشار " يا " تكيه " در زبان عامل مهمي است ... مثلا در جمله من تشنه هستم ، اگر فشار را روي من بگذاريد ، يعني شخص ديگري تشنه نيست و اين من هستم كه تشنه هستم ... اما اگر فشار را روي تشنه بگذاريد ، يعني من گرسنه يا خسته نيستم ، بلكه تشنه هستم ... كه فارسي زبان به طور ناخودآگاه و در اثر زندگي در جامعه فارسي زبان قاعده درست را بسته به منظوري كه دارد رعايت مي كند ... اما آنگاه كه صحبت از دكلمه يا آواز شود ، ناگهان اشخاصي معروف مي شوند .... چرا ؟ چون جملات را درست و با تكيه هاي درست ادا مي كنند ... در آواز ، بسيار مهم است كه شعر چگونه ادا شود كه اصطلاحا معني قرباني نشود و معناي درست منتقل گردد ... گاهي اگر به آوازهاي اساتيدي حتي چون مرحوم تاج اصفهاني گوش بسپاريد ... جملات همگي يكنواخت و يك شكل پشت سر هم خوانده مي شوند و احساس شعر اصلا مطرح نيست ... استاد شجريان به درستي شعري كه مي خواند را مي شناسد ... حزن و اندوه ، شادي و نشاط ، عرفان ، لذت ، تفكر و فضاي حسي شعر را درك مي كند و به زيباترين شكلي آواز را مي خواند ... به طور مثال در عبارت " اين جام ها كه از پي هم مي شوند تهي " فشار بايد روي " تهي " باشد ... چون منظور چيز ديگري نيست ... استاد حتي در مواردي كه ابياتي مشكل انتخاب مي كنند حتما با اديبان و استاداني مشورت مي كنند كه مثلا تلفظ اين كلمه چگونه و به شكلي است كه به شعر لطمه نخورد ... آشنايي با فرهنگ ادبيات فارسي خود به تنهايي باعث بسياري مزاياي ديگر از جمله انتخاب گوشه مناسب و متناسب با معني ، انتخاب شعر خوب و ... مي شود كه در پي مي آيد .
۲) انتخاب شعر با مفهوم و حس دلنشين :
اين مورد البته بسيار به همان مورد اول مربوط است ... اما ظرايف ديگري نيز دارد ... درك درست از ادبيات باعث مي شود تا شعري مناسب و سنگين و فاخر انتخاب شود ... كه در عين زيبايي خالي از معني نيز نباشد و مفهوم و حس هنرمند را داشته باشد و بتواند با ذهن و ضمير شنونده نيز ارتباط برقرار كند ... در اينجا از مثال آوردن بايد پرهيز كنم زيرا ممكن است موجبات اشاره به شخص خاصي شود و دوستان ديگر را بيازارد ... اما مثلا واقعا براي زلزله بم ، زيباتر از اين مي شود خواند : " برسان باده كه غم روي نمود اي ساقي / اين شبيخون بلا باز چه بود اي ساقي ....... بس كه شستيم به خوناب جگر جامه جان / نه از او تار به جا ماند و نه پود اي ساقي ...... " يا مثلا براي بيان عقايد ونظرات شخصي آيا بهتر ازاين بيت مي شدانتخاب كرد : " من از آن گذشتم اي دوست كه بشنوم نصيحت/ برو اي فقيه با ما مفروش پارسايي " .
۳)انتخاب دستگاه و گوشه مناسب با فضاي حسي شعر :
كه اين مورد به دو چيز بستگي دارد . يكي ذوق هنري و صافي دل و پاكي ضمير شخص هنرمند كه ادراكات حسي درست و دلپذيري داشته باشد ... و ديگري آشنايي با مباني موسيقي اي كه ميخواهد اجرا كند .
۴)اجراي قدرتمند و بي نقص شعر در دستگاه انتخاب شده و خلاقيت بي نظير فردي:
اين مورد شايد يكي از بخش هايي است كه استاد شجريان را منحصر به فرد مي كند ... شايد سال ها تمرين و ممارست و رياضتي كه استاد محمدرضا شجريان كشيد را اگر هر شخص ديگري نيز داشت به همين مرتبه مي رسيد يا نمي رسيد ... زيرا همه چيز در تمرين و ممارست نهفته نيست ... چنانچه اگر به جاي نيوتن شخص ديگري زير درخت سيب نشسته بود و سقوط سيب را مي ديد شايد بيخيال سيب را برمي داشت و گاز مي مي زد و اصلا به مخيله اش هم خطور نمي كرد كه چرا سيب بالا نرفت !!! بنا بر اين نمي توان نقش استعداد و قدرت ذاتي و در يك كلام نعمت خدادادي و عطاي الهي را ناديده گرفت ... البته تمامي نعمت ها و استعدادها و توانايي هايي كه از طرف باري تعالي به انسان خاكي داده شده اند امانتي هستند كه انسان بايد از آن به شكلي درست بهره بگيرد ... در اين ميان استاد شجريان با بهره گيري از استعداد و توانايي كه خداوند مهربان به ايشان عطا كرده است و نيز پيوند زدن اين استعداد با سخت كوشي و پشتكار و تلاش ، امروزه آوازي را مي خواند كه مي تواند با عميق ترين لايه هاي وجود انسان ارتباطاتي پيچيده و صميمي برقرار كند ... نكته اينكه گاهي كساني خرده مي گيرند كه رديف خواني و مطابق رديف اجرا كردن كار ساده اي است و بسياري ديگر نيز اين كار را خوب انجام مي دهند ... اما استاد شجريان هيچگاه رديف خواني نكرده است ، اينكه آوازي در مايه اي اجرا شود دليل نيست كه عينا مطابق رديف خوانده شود ... رديف خواني كار هنرجويان آواز است نه يك استاد ... استاد شجريان با خلاقيت هنري سرشار به قول خودشان گاهي در لحظه آهنگسازي مي كنند و تحريرهايي اجرا مي كنند كه فوق العاده هنري هستند ... بدين مفهوم كه اوج بودن يا رسا بودن چيز با ارزشي نيست ، بلكه تحرير هنري و از لحاظ ملودي ارزشمند است ... شجريان به همين سبب است كه آواز را دلنشين و با حزني دوست داشتني مي خواند ...
۵) همكاري با هنرمندان واقعي و صاحب سبك :
البته اين مورد را در نوشته هاي بعدي به تفصيل بيان خواهم كرد ... اما مسلما همه ما به اين جمله اعتقاد داريم كه بذر خوب اگر در خاك خوب كاشته نشود ثمري نخواهد داشت ... يك اثر هنري اگر فردي نباشد ، نتيجه جوشش ذوق چندين انسان است كه به يك همگوني در فكر و هدف رسيده اند و هر كدام از اجزاي اين پازل را كه بخواهيم حذف كنيم و نبينيم ، كل پازل ناقص خواهد شد ... محمدرضا شجريان به تنهايي هرگز به اين جايگاه نمي رسيد ... بلكه انتخاب درست همنشينان و هم صحبتان است كه شخص را به مراتبي بالاتر مي رساند ... اگر روزگاري شجريان در كنار استاد پرويز مشكاتيان نمي نشست ، امروزه هرگز دستان و دودعود را نداشتيم ... امروزه بسياري از خاطرات خوبي را كه با صداي استاد گره زده ايم نداشتيم ... اگر شجريان ، لطفي را براي دوستي انتخاب نمي كرد ، خبري از چشمه نوش و عشق داند نبود ... و اگر شجريان در كنار افرادي چون داريوش طلايي(تار و سه تار) ، حسين عليزاده(تار و سه تار ) ، محمد موسوي (ني)، جمشيد عندليبي (ني ) ، استاد بهاري (كمانچه ) ، داريوش پيرنياكان (تار)، جمشيدعندليبي (ني)، سعيدفرجپوري ( كمانچه ) ، فرهنگ شريف ( تار) و بسياري ديگر كه همگي روشن انديش و روشن بين بودند نمي نشست و همدلاني چون حافظ ،سعدي ، عطار ، مولوي ، بابا طاهر ، فريدون مشيري ، اخوان ثالث ، عارف ، شيدا و ... برنمي گزيد ، امروز شجريان نداشتيم ... يا شجريان داشتيم اما استاد شجريان نداشتيم ... همانند بسياري ديگر از هنرمنداني كه همنشين بد برگزيدند و راه را مستقيم نرفتند .
۶)كيفيت ارائه آثار :
اين يكي از مواردي است كه همواره از آثار محمدرضا شجريان ديده ايم ... با گذشت سال ها و پيشرفت تكنولوژي هاي چاپ و بسته بندي ، كيفيت ارائه آثار استاد نيز پيشرفت كرده است . نكته اي كه همواره مورد توجه شجريان بوده است اينكه هميشه نام آهنگسازان و خالقان اصلي موسيقي ، شاعر ، نوازندگان و ديگر صاحبان معنوي اثر ارايه گردد . همچنين تا جايي كه شده است معمولا اشعار مجموعه نيز به همراه آلبوم موجود هستند ( به خصوص در سي دي ها كه فضاي بيشتري براي ارائه متن هست ) . كيفيت صوتي قابل قبول ( با وجود اينكه اكثرا اجراهاي زنده صحنه هستند ) و نيز قيمت قابل قبول ( هم اندازه با ديگر آثار موجود در بازار ) از عوامل موثر هستند .
۷) عدم انحراف از مسير صحيح زندگي و شخصيت و سلوك اجتماعي + دقت و تيزهوشي و ذكاوت:
ذكاوت استاد عامل بسيار مهمي است ... در كارنامه هنري استاد كه بالاتر آوردم ، آثار زيادي را مي بينيم كه سال اجرا و ضبط آن ها با سال انتشار آن ها بسيار متفاوت است و تفاوت سال هاي به قدري هست كه بتوانيم ادعا كنيم عمدي در كار بوده است ... حتي آثار بسيار درخشان استاد مانند نوا و شب سكوت كوير بسيار جالب هستند ... در نوا ، آوازي كه جداگانه ضبط شده است ( با همنوازي ني استاد موسوي ) در كنار ديگر قطعات ضبط شده ( با ني جمشيد عندليبي ) قرار گرفته است و آلبومي شنيدني را خلق كرده ... در شب سكوت كوير يكي از آوازهاي مجموعه ( كه بايد حال و هواي محلي و مقامي داشته باشد ) سال ها بعد از ضبط برخي قطعات ديگر ضبط شده است ... دقت استاد در كل سال هاي هنري ايشان قابل بحث است ... اما ... نيفتادن در دام هايي كه بسياري از هنرمندان ( يا هنرمند نمايان ) ديگر در آنها افتاده اند نيز نبايد فراموش گردد . به قول شاعر : شراب بي غش و ساقي خوش دو دام رهند / كه زيركان جهان از كمندشان نرهند ...
استاد شجريان گرچه هميشه حاشيه داشته است اما هيچگاه خود خالق حاشيه ها نبوده است ... بلكه سودجويي برخي ناشران و روزنامه داران و صاحبان مجلات و رسانه ها باعث آن بوده است ... او همواره سعي كرده است از بازي و دخول در سياست بپرهيزد تا مانع ادامه كارش نشود ( گر چه همه شنوندگان هميشگي آثار او به خوبي ديدگاه هايش را مي دانند ) ... شجريان با مردم هماهنگ بوده است ... گر چه در مورد هماهنگي استاد با مردم بحث و نقل زياد هست اما وجود يك مدرسه در يكي از نقاط زلزله زده شمال كشور ( كه بسياري از وجود آن بي خبر هستند ) مي تواند روشنگر باشد ... همچنين بم نيز مثال خوبي است ... نيز برخي آثار كليدي استاد قابل بحث هستند ... يادم نمي رود روزي كه استاد گفتند به خانه موسيقي مي آيند تا هر كسي از مردم كه خواست بيايد و از ايشان امضا بگيرد اما در عوض ايشان فقط پشت قبض هاي كمك به بم را امضا مي كنند ... يعني قبض هايي با قيمت هاي مختلف چاپ شده بود كه مردم آن را مي خريدند و استاد برايشان امضا مي كرد ... آن روز از شدت ازدحام خيابان بند آمد ... و حسام الدين سراج و ديگر هنرمندان ( كه نام نمي برم ) نيز صادقانه به ميان آمدند و خود كار فروش قبض ها و گرفتن امضا از استاد و تحويل به مردم را بر عهده گرفتند .

۸ ) و ... بسياري ديگر ... كه مجال نيست ... تا همينجا هم مي دانم خسته شده ايد .... البته اگر اصلا تا اينجاي نوشته را واقعا خوانده باشيد !!!!



